شعر طنز دیشب نه پریشب

دیشب نه پریشب

اشکنه داشتیم

خواستیم بخوریم 

قاشق نداشتیم 

خواستیم بخوابیم 

بالیشت نداشتیم

رفتم خیابون ماشین زیرم کرد

یه مرد خیکی دست تو جیبم کرد

هزاری برداشت   هیچی نگفتم

دوهزاری برداشت هیچی نگفتم 

سه هزاری برداشت زدم تو گوشش

گوشش خون اومد 

بردمش دکتر 

دکتر دوا داد آب انار داد 

دواهاش خورد  فرداشبش مرد

آشغالی اومد  جنازش برد 

از بوی گندش آشغالی هم مرد 

فرداشبش هم تعزیتش بود 

کسی نیومد طفلی تنها بود

/ 0 نظر / 112 بازدید